
لهراسب قلی پور از فرهنگیان و فعالترین قلم به دستان استان چهارمحال و بختیاری است، ایشان سابقا سمت سردبیری هفته نامه های «کیمیای ایران» و «نسیم بختیاری» را داشته اند و هم اکنون نیز سردبیر «زاگرس ایران» از فعالیترین رسانه های استان می باشند. ایشان از جمله نخستین کسانی بودند که نسبت به سندسازی و کتاب سازی علیه بختیاری اعتراض کردند و هنوز در مراجع قضایی پیگیر این جریانات هستند.
*داستان اعتراضات اخیر مردم بختیاری به «ویژه نامه روزنامه ایران» از چه قرار است؟
روزنامه مذکور در ویژه نامه ای که به مناسبت سفر ریاست محترم جمهوری به استان چهارمحال و بختیاری منتشر نموده اقدام به تکرار برخی تحریفهای موهن به تاریخ مردم منطقه که سابقا در کتابچه ای تحت عنوان «سیمای میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان چهار محال و بختیاری» موجبات اعتراض و تشویش بختیاریها را فراهم کرده بود کرده است. کتابچه مذکور به قلم اردشیر آخوندی و بابک زمانی به گونه ای مغرض و موهن بر اساس برخی نقل قولها و مخصوصا برخی ارای نویسندگان خارجی لرهای بختیاری را عرب و مغول خوانده بود و بدون توجه به تحقیقات و نظرات دیگر همین فرضیه مغلوط و مردود را نظر صائب و اثبات شده قلمداد کرده بود. سرپرست استانی روزنامه ایران و دیگر دست اندرکاران ان قطعا از سابقه اعتراضات و شکایتهای مربوطه مطلع بوده اند و لذا تکرار این اراجیف بازهم موجبات تالّم روحی و ناراحتی شدید بختیاریها را فراهم آورده است.
در بخشی از این کتاب آمده است: « ریخت بختیاریها به گروه «سرپهن» تعلق دارد که بیانگر ریشه نژادی سامی آنهاست. اگر زبان «لری» بختیاریها را در نظر نگیریم از نظر نژادی با لرها تفاوت دارند.»
در معرفی وجه تسمیه چهارلنگ و هفت لنگ آورده است: «بختیاریها به دو ایل هفت لنگ و چهارلنگ» تقسیم می شوند که در مورد این تقسیم بندی دلایل زیادی از جمله: نحوه ی بستن مالیات و انشعابات عشیره ای بر اساس زاد و ولد اولیه «چهار پسر و هفت پسر» از همسر بختیار مغول ذکر کرده اند».
* پیش از آنکه درباره اقدام اخیر روزنامه ایران در بازنشر این مطلب سوالهای دیگری مطرح کنیم از نتیجه اعتراضات و شکایتها علیه کتابچه مذکور چه خبر؟
در خصوص مطالب آخوندی و زمانی پور اینجانب مقاله ای تحت عنوان «شله قلمکار آخوندی و زمانی پور» نوشته بودم. آن دو علیه من شکایت کردند و پس از آنهمه جسارت و اهانت باز عنوان نمودند از دست بختیاریها امنیت جانی نداریم! در دادگاه گفته شد اراجیف بی سند و سقم این اقایان تحت عنوان تاریخ و واقعیت در جاهای دیگر مورد استناد واقع می شود و متاسفانه روزنامه ایران این تحریفها را به عنوان تاریخ در گستره ای وسیع منتشر کرده است.
شکایتی هم بختیاریها علیه نویسندگان کتاب نوشتند که متاسفانه هنوز دادگاه اقدام به صدور رای نکرده است اما شنیده ها حاکی از اینست که رای به جمع آوری کتابچه مذکور خواهد بود، وگرنه این سندسازی و تحریف تاریخ منبع اهانتهای دیگری خواهد شد.
انگیزه اصلی تکرار اهانت آمیز این تحریفها و سندسازی ها چیست؟
تحریف هویت و نژاد بختیاریها که نژاده ترین ایرانیان هستند کاری زشت و ناپسند است و از روزنامه دولتی ایران درج بدون تحقیق و دقت چنین مطالبی بدین سخیفی و سبکی دور از انتظار است.
متاسفانه در سالهای اخیر دامنه ی اهانت به لرها و بختیاریها وسعت گرفته است تا جائی که گاهی تصور می شود یک مدیریت ذهنی مریض و مغرض این فرایند را راهبری می کند.
به عنوان مثال توهینهای چند سال پیش در نشریات سپاس و کیهان کاریکاتور و.. اعتراضات نمایندگان لر مجلس شورای اسلامی را هم برانگیخت. در ویژه نامه «عبرتهای عاشورا» مفاخر بختیاری را خائن و مزدور انگلیس خوانده بودند. حتی کتاب سال سوم دبیرستان و کتابچه رسمی سازمان میراث فرهنگی استان هم از توهین به بختیاریها دریغ نکرده است.
در رسانه ملی صدا و سیما هم که بارها شاهد به سخره گرفتن مردم لر زبان بوده و هستیم. اخیرا در همین رسانه ی ملی سخنان شنیع و زشت و متملقاته و مزدورانه «خسرو معتضد» مورخ درباری همه ی دوره ها(!) اهانت به مردم لرستان و توهین به سران بختیاری بود. در روزگاری که نه در لرستان و نه در ایران جاده ای نبوده به لرستانیها اتهام می بندد که فرق اتوموبیل و چهارپا را نمی دانستند و از ماشینها حق علف چر می گرفتند! و همین را علت مبارزه لرها علیه رضاخان اعلام می کند!
واکنش مسولان در برابر این تحریفها چه بوده است؟
متاسفانه کیان نظام به واکنشهای منطقی و کاملا مدنی بختیاریها عنایت نمی کند. سال پیش موضوع را به اتفاق جمعی به آقای کروبی عرض نمودیم از ایشان خواستیم به اتفاق آقایان محسن رضایی و دیگر شخصیتهای لر نظام جمهوری اسلامی این مسایل را پیگیری کنند و البته ما از نتایج پیگیری ایشان بی خبریم.
سرزمین بختیاری نشین به ناحق در میان چندین استان توزیع شده است به گونه ای که همه ی استانها بختیاریها را که وارثان سرزمین ایرانی خویشند غیربومی و حاشیه نشین می پندارند. در استان چهارمحال و بختیاری استاندار و معاونین و رده های پائین تر و مدیران کل اکثریت قریب به اتفاق غیربختیاری هستند.
کار به جائی رسیده که حتی اجازه پخش سروده حماسی «شیر علیر مردون» یادآور آزادیخواه و مبارز بختیاری «علیمردان خان چهارلنگ» علیه رضاشاه را نمی دهند! شگفتا این سروده در دوره پهلوی هم بدون ممانعت پخش می شد با وجود اینکه نفس آن ضد رزیم طاوغوت بود و از مبارزه علیه آن حکایت می کند!
همین سروده در روزگار جنگ تحمیلی توسط رزمندگان بختیاری خوانده می شد، اما حالا اجازه پخش ندارد!
در قضیه مشروطه آمدند و خانه ی ستارخان را «خانه مشروطه» کردند اما خانه سردار اسعد تا همین اواخر پارک موتوری شهرداری بود و همچنان هم بی توجه مانده است.
شما چه راه حلی برای پیگیری این جریانات پیشنهاد می کنید؟
شخصا انتظار دوباره خویش را از آقایان رضایی و کروبی اعلام می کنم و یادآوری می نمایم در جنگ تحمیلی به لحاظ بمباران موشکی و توپخانه ای خط لجمن (لبه جلوی میدان نبرد) عملا به سرزمین بختیاری و لرستان منتقل می شود و پس از خدای بزرگ هیچ قوم و هیچ مردمی به اندازه ی لر در دفاع از ایراننقش ایفا نکرده است.
متاسفانه همه ی اینها و حتی فرماندهی اسامه وار سردار محسن رضایی نیز به حاشیه رانده شده است و مطالبات معنوی و مادی ما درقبال جانفشانی ها بسیار ناچیز است. تاسف آور است که باید بگویم امروزه همه ی شهرهای بختیاری توسعه نایافته اند حتی یک کارخانه مادر هم در این شهرها نیست.
بنده به نظرم انجام چند کار برای جبران مافات ضروری است:
اول از دستگاهها و رسانه های دولتی می خواهم رسما بابت اهانتهایی که از تریبون ایشان دانسته یا نادانسته صورت گرفته است پوزش بخواهند.
دوم اینکه کتابهای مدرسه ای و دانشگاهی که در خصوص بختیاریها مطالبی دارند مورد بازنگری علمی و اصلاح قرار بگیرند.
دیگر اینکه بدهی ای که با گذشت صدمین سال انقلاب مشروطه نسبت به سرداران بختیاری داریم بازپرداخت شود. همایشی برای تجلیل از «حاج علی قلی خان سردار اسعد»، ابراهیم خان ضرغام السطنه وصمصام السلطنه و مردم بختیاری صورت گیرد.
چهارم اینکه بختیاریها هم متناسب با شان و جایگاه و منزلت و جمعیت و ویژگی های فرهنگی و اجتماعی و علمی خویش در مدیریت کشوری و استانی به کار گرفته شود و استان بختیاری با مرکزیت یک شهر بختیاری تشکیل شود.
بختیاری جغرافیای انسانی و طبیعی گسترده ای دارد و از امن ترین مناطق کشور است. اما باید قدر این امنیت را دانست و به برخی مغرضان و سند سازان اجازه نداد موجبات آشفتگی این مردم را فراهم کنند وگرنه نظم و امنیت و ارامش در بخش وسیعی از مملکت مختل خواهد شد.
چه انگیزه ای موجب می شود یک روزنامه و رسانه کاملا دولتی چنین مطالب مشکوکی را منتشر کند؟ حق اعتراض و پیگیری مدنی برای ما باقیست و ما کوتاه نخواهیم آمد.
مطالب مرتبط:
:: گزارش سايت شوشان از تجمع لرهاي بختياري در اهواز
:: گزارش تجمع اعتراض آمیز بختیاریها در شهرکرد و اهواز / روزنامه ایران فردا (سه شنبه) کتبا عذرخواهی می کند
:: قطعنامه و شکوائیه گروههای مختلف لر بختیاری در اعتراض به هتک حرمت اقوام ایرانی
:: ریاست بنیاد ایران شناسی استان انتشار منابع و اسناد مجعول درباره قوم بختیاری را محکوم کرد
:: هنگامه علیقلی: مسولان میراث فرهنگی استان منبع را در اختیار من گذاشته اند
:: نوشته ای از حسین حسن زاده رهدار:: توضیحات سرپرست روزنامه ایران در شهرکرد
:: کروبی و رضایی تحریف و اهانت نسبت به مردم لر را پیگیری کنند
:: کانون لربختیاری ایرانیان (اهواز) به روزنامه ایران اعتراض کرد.
منبع http://www.loor.ir/article.aspx?id=1254
|