Hossein Heidari يكشنبه 14 شهريور 1389 - 23:03 z_sh شنبه 13 شهريور 1389 - 21:39 hamedamini سه شنبه 9 شهريور 1389 - 21:04 salam be hameye bachehaye goole goolabe filabad omidvaram hale hamaton khobeh khob bashe Hossein Heidari يكشنبه 7 شهريور 1389 - 00:33 سلام
خداحافظ
a h شنبه 6 شهريور 1389 - 23:26 سلام چطور مطورین بچیل آقا مصطفی یه سری به ایما بزن hamedamini شنبه 6 شهريور 1389 - 13:27 salam be hame khobin rakhsh2200 سه شنبه 2 شهريور 1389 - 11:56 با سلام خدمت همتون.خوبید؟نماز روزه هاتون قبول mostafa دوشنبه 1 شهريور 1389 - 17:14 هیچ هم خوش سلیقه نبوده"شما به پک و پوز توجه بفرمایید"
Hossein Heidari دوشنبه 25 مرداد 1389 - 20:37 آفرین به آرتمیس شیرزن ایرانی
خشایارشا خوش سلیقه بوده ها. mostafa دوشنبه 25 مرداد 1389 - 11:39 سلام به بر و بچه های باحال پیلوا
خسته نباشید نماز و روزه هاتون قبول mostafa پنجشنبه 21 مرداد 1389 - 17:57 البته آقای مهندس هم درست میگن پیل آباد بیشتر بهش میخوره چون ما به زبون خودمون داریم میگیم "پیلوا" mostafa پنجشنبه 21 مرداد 1389 - 17:21 پس با توجه و استناد به مقاله آقای دکتر محمودی جای خوشحالی که ما فیل آبادی ها از اقوام کهن و اصیل ایرانی هستیم Hossein Heidari چهارشنبه 20 مرداد 1389 - 21:26 با عرض معذرت از آقای دکتر محمودی به هیچوجه قصد جسارت ندارم. فقط نظر شخصی خودم را اعلام کرده ام. Hossein Heidari چهارشنبه 20 مرداد 1389 - 21:24 وجه تسمیه سییوا چنه؟ Hossein Heidari چهارشنبه 20 مرداد 1389 - 21:18 در اطراف شهرستان اردبیل. برگرفته از لغتنامه دهخدا
اکس کیوز می Hossein Heidari چهارشنبه 20 مرداد 1389 - 21:17 سلام. به نظر من فیل آباد از پیل آباد یا همان پول آباد مشتق شده است. چون پهله نام مرکز بخش زرین آباد شهرستان ایلام است و فهله هم نام دهی است در اط rakhsh2200 چهارشنبه 20 مرداد 1389 - 12:34 رمضانا تو بهترین ماهی / چون که ماه ضیافت اللّهی...
خوش عمل هر که بود در رمضان / ترک منکر نمود در رمضان . . .
بهار قرآن بر همگان مبارک mostafa چهارشنبه 20 مرداد 1389 - 12:01 زمستان خسته شد از بی بهاری جهان میلزرد از این بی قراری گمانم جمعه ای باقی نمانده خدایا تا به کی چشم انتظاری یا صاحب الزمان(عج) mostafa چهارشنبه 20 مرداد 1389 - 11:59 شبها ز غم دوری تو خواب ندارم،رحمی به دلم کن که دگر تاب ندارم،از بس ز غم دوری تو گریه نمودم چشمم به زبان آمد و گفت که دگر اشک ندارم safaye ba vafa چهارشنبه 20 مرداد 1389 - 11:56 ای همه دار و ندارم ای تو ماه شب تارم من جزء تو کسی رو ندارم که سرکاش بذارم
(من خیلی باحالم،ولی بیکارم)
ارسالها: 82 محل اقامت: Iran تاريخ عضويت: سه شنبه 7 آبان 1387
ارسال شده در تاريخ شنبه 11 آبان 1387 - 22:20
عشق از دیدگاه مختلف
ـ عشق از دید حاج آقا : استغفرالله باز از این حرفهای بیناموسی زدی
(جمله ی عاشقانه : خداوند همه ی جوانان را به راه راست هدایتکند)
ـ عشق از دید دختر .. : آه ... خدای من یعنی میشه بدوناینکه بابام
بفهمه من عاشق بشم . ( جمله ی عاشقانه : ندارد)
ـ عشق از دید یک ریاضیدان : عشق یعنی دوست داشتن بدون فرمول (جمله ی
عاشقانه : آه عزیزم به اندازه ی سطح زیر منحنی دوست دارم(
ـ عشق از دید بقال سرکوچه : والا دوره ی ما عشق .. نبود ننمون رفت و
این سکینه خانوم رو واسمون گرفت (جمله ی عاشقانه : سکینه شام چی داریم
...)
ـ عشق از دید اصغرکاردی (در زندان) : مرامتو عشقه ، عشقی ( جمله ی
عاشقانه : چاقو خوردتیم لوتی(
ـ عشق از دید یک دختر دانش آموز کمی بی غم : آه عزیزم کاش الان پیشم
بودی، بغلم میکردی ، سرمو میزاشتی رو شونه هات ... ( جمله ی عاشقانه :
دوست دارم عزیزم)
ـ عشق از دید مادر بزرگم : این حرفهای بد رونزن ، راستی این دختر
اقدس خانوم خیلی دختر خانوم و با کمالاتیه ، تازه تحصیلکرده هم هست ...
(جمله ی عاشقانه : بریم خواستگاری..)
ـ عشق ازدید ... (خودتون میفهمید از دیدکی)عزیزم تو که عاشقمی پس
چرا هزینه ی عمل کردندماغمو نمیدی ... ، واسه ناهار بریم رستوران سالی
بادوستش هم قراره بیاد ، دوست سالی واسش یه ماتیز خریده ( به قول بعضی
ها دوو منگل) تو حتی حاضر نیستی واسه من که این همه دوست دارم حتی یه
پراید بخری (جمله ی عاشقانه : عزیزم گوشی سونی میخوام و ... راستی دوست
هم دارم
ـ عشق از دید کسی که باراوله که عاشق میشه : عزیزم باور کن حتی یک
لحضه بدون تو نمیتونم زندگی کنم ، تو واسم همه ی دنیا هستی ... ( جمله
ی عاشقانه : فدات شم عزیزم خیلی خیلی دوست دارم )
ـ عشق از دید کسی که بار اولش نیست : عزیزم خیلی دوستدارم ، باور
کن به خاطر تو شبها با پای برهنه میخوابم ( جمله ی عاشقانه : آه عزیزم
دیرم شده باید برم )
ـ عشق از دید یک راننده : رادیات ( رادیاتور) عشق من از برایت جوش
آمده ، باور نداری بر آمپرم بنگر (بالهجه ی شوفری بخوانید) ( جمله ی
عاشقانه : عزیزم دوست دارم... بو بوبوغ)
ـ عشق از دید بعضی ها : آه خدا یعنی میشه بیادخواستگاریم ... (جمله
ی عاشقانه : یا شابدالعظیم 1000 تومن نذرت میکنم بیادخواستگاریم )
ـ به دلیل نحسی از نوشتن معذورم ( حتی شمادوست عزیز )
ـ عشق از دید ارازل و اوباش : عشق .. سیخی چند ، برو بچه سوسول دلت
خوشه ، خونه خالی نداری ... جمله ی عاشقانه : بوبوغ ... خانوم بیا بالا
خوش میگذره(
ـ عشق از دید کسی که در عشق شکست خورده : عشق یعنی کشک ( جمله ی
عاشقانه : برو کشکتو بساب(
عشق از دید بابام : آخه پسر عشق واست نونو آب میشه ... حالا بگو
ببینم پدرش چیکارست ؟ ( جمله ی عاشقانه : برو با دختر حاج آقا ازدواج کن
(
ـ عشق ازدید ما میم : وا مگه تو امسال کنکور نداری ، عشق واسه بعد ،
مگه تو امسال فلاننداری ،عشق واسه بعد ( جمله ی عاشقانه : جملات عاشقانه
ای هنوز بیان نشده (
ـ عشق از دید شما : ( به من چه
ارسالها: 82 محل اقامت: Iran تاريخ عضويت: سه شنبه 7 آبان 1387
ارسال شده در تاريخ شنبه 11 آبان 1387 - 22:33
من تو را دوست دارم و تو کسی دیگر را و کسی دیگر مرا و دیگری تو را...و همه بی خبر... اینگونه است که ما همه تنهاییم
البته مصداق این جمله زیبا یک حرف حکیمانه است که می گوید اغلب ما وقتی به درهای بسته بر میخوریم انچنان به ان خیره وی شویم وناراحت ان در بسته که فراموش می کنیم که این دنیا پر از درهای بازی است که منتظر رهگذرند
حال نکته اخلاقی به عشاق!!!بابا درهای باز دیگه ای هم هست.....
ارسالها: 82 محل اقامت: Iran تاريخ عضويت: سه شنبه 7 آبان 1387
ارسال شده در تاريخ يكشنبه 12 آبان 1387 - 00:15
زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با چهره های زیبا جلوي در ديد.
به آنها گفت: « من شما را نمي شناسم ولي فکر مي کنم گرسنه باشيد، بفرمائيد داخل تا چيزي براي خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسيدند:« آيا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاري بيرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمي توانيم وارد شويم منتظر می مانیم.»
عصر وقتي شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را براي او تعريف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائيد داخل.»
زن بيرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمي شويم.»
زن با تعجب پرسيد: « چرا!؟» يکي از پيرمردها به ديگري اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پيرمرد ديگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقيت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنيد که کدام يک از ما وارد خانه شما شويم.»
زن پيش شوهرش برگشت و ماجرا را تعريف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنيم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولي همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقيت را دعوت نکنيم؟»
فرزند خانه که سخنان آنها را مي شنيد، پيشنهاد کرد:« بگذاريد عشق را دعوت کنيم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بيرون رفت و گفت:« کدام يک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
عشق بلند شد و ثروت و موفقيت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسيد:« شما ديگر چرا مي آييد؟»
پيرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت يا موفقيت را دعوت مي کرديد، بقيه نمي آمدند ولي هرجا که عشق است ثروت و موفقيت هم هست! »
آری... با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید
ارسالها: 56 محل اقامت: Iran تاريخ عضويت: پنجشنبه 1 فروردين 1387
ارسال شده در تاريخ پنجشنبه 9 ارديبهشت 1389 - 16:24
کاش می گفتی که دوستم نداری. کاش می گفتی ازم بدت میاد ولی نمی گفتی برو .کاش از آن چشم ترم می دیدی عشق را.کاش از آن دستان سردم می گرفتی دلم را.آن دل که هدیه دادم به تو اما .
hamed amini
hamedamini فايل تصويري زير را ضميمه كرده است: